.: IVI :. | ||
|
تاد پپی (Todd Papy) کارگردان God of War: Ascension می گوید: "کریتوس (Kratos) در نسخه دوم و سوم God of War یک آدم کله خراب بود." او این حرف را در اولین همایش معرفی نسخه چهارم از GoW زد که در حقیقت یک Prequel است. این بازی فرصتی را به استودیوی Santa Monica داده تا رنگی تازه به این سری بدهد و تیم سازنده این بازی عقیده دارند که Ascension بلندپروازانه ترین کاری است که تا به حال انجام داده اند و درک کردن این موضوع هم کار سختی نیست. کیفیت سینمایی بازی که این سری با آن شناخته شده، همچنان در این بازی دیده می شود و اینبار نه در بخش تک نفره، بلکه در قسمت چندنفره هم نمود می کند که برای اولین بار در این سری شاهد چنین موضوعی هستیم. اینبار شما تنها نیستید و می توانید با شخص دیگری هم بازی کنید و طبق گفته خود سازندگان، این دقیقاً چیزی است که طرفدارای این سری منتظر آن بودند. دموی بازی با یک صفحه سیاه شروع می شود و صدای باد را می شنویم. ناگهان نمایی Zoom شده از کریتوس، قهرمان قدیمی به نمایش درمی آید. بدن او بیشتر برونزه است تا سفید که قبلاً دیده بودیم و نشان کشتن خانواده خود روی بدن وی معلوم نیست. دوربین می چرخد و او یک کلاه خود برمی دارد و روی سر خود می گذارد. او هنوز خدا نیست، پس باید با احتیاط مواظب خود باشد. بازی به سرعت اکشن می شود و یک Cyclops کوچک وارد صحنه می شود. Blades of Chaos در بازی وجود ندارند تا با زنجیرهای آن هدف های دور را بگیریم و به همین خاطر کریتوس با یک شمشیر بسیار بزرگ جلو می رود. وقتی با این شمشیر شروع به ضربه زدن می کنید، متوجه انیمیشن های بسیار نرم و روان کریتوس می شوید. در ادامه، جنگجوی دوم پا به میدان گذاشته و او هم وارد مبارزه با هیولا می شود و پس از شکست و پاره کردن شکم او و فوران خون، هیولا کشته می شود. سپس کریتوس وارد یک منقطه بزرگتر می شود که یک Cyclops بزرگ در پس زمینه آن به زنجیر کشیده شده است. هدف هنوز معلوم نیست و اصلاً HUD وجود ندارد، ولی به محض وارد شدن چند دشمن و اجرای فنون چندضرب دوباره همان حس خوب مبارزات God of War را درک می کنید. در این میان دو چرخ دنده بزرگ در صحنه وجود دارند که در حقیقت هیولا با استفاده از آن ها به زنجیر کشیده شده است. مرحله همانند همیشه بزرگ است و دو شخصیت ما به اندازه یکی از انگشت های این هیولا هستند. دشمنان را می توانید همانند مگس در هوا بکشید و با فنون چندضرب خشن و سریع آن ها را به هوا بفرستید و یا محکم به زمین بکوبید و با یک حرکت پایانی، ترتیب آن ها را بدهید و یا آن ها را از وسط به دو نیم تقسیم کنید و نظاره گر باران خون باشید. شما می توانید در حین انجام بازی از دیوارها هم بالا بروید و به یک موقعیت بهتری برای مبارزه با Cyclops بروید. این نحوه پیشروی و باز بودن مراحل حس آزادی عمل بیشتری را به همراه دارد. در حالیکه دشمنان وارد مبارزه می شوند، دوربین همچنان شخصیت اصلی را دنبال می کند و شما می توانید به صورت چندنفره با یک دشمن هم مبارزه کنید. هیدیس (Hades)، پوسایدون (Poseidon)، زیوس (Zeus) و اریز (Ares) قابل بازی هستند و هر کدام نحوه مبارزه خاص خود را دارند. حملات نزدیک، دور و محکم و یا سریع قابل اجرا هستند. مدی که نشان داده شد، Team Execution نام دارد که شامل دو گروه از تیم های چهار نفره است که با هم مبارزه می کنند تا از بعضی نقاط مشخص دفاع کنند. اولین تیمی که پیروز شود و مأموریت خود را انجام دهد، می تواند لذت کشتن Cyclops را بچشد. می توانید با شمشیر خود صورت و لب و دهان هیولا را پاره کنید و با کمک همدیگر چشم او را از جا بکنید و هر کسی که بیشترین تأثیر را در کشتن این موجود داشته باشد، امتیاز بیشتری خواهد گرفت و بر مبنای همین امتیازها قابلیت های جدیدی را آزاد خواهد کرد. می توانید در این بخش سربازهای Troy و Spartan خود را ارتقاء دهید و از سلاح ها و نیروهای جدید استفاده کنید. اگر نسبت به بقیه، آدم بیشتری بکشید، مسلماً امتیاز و برتری بالاتری هم خواهید گرفت. سازندگان بازی در مورد مدهای دیگر چیزی نمی گویند، ولی این موضوع تأیید شد که تمام مدهای بخش چندنفره شامل تیم های چهار به چهار نیست و نقشه ها و تیم های کوچکتر هم وجود خواهند داشت. به نظر می رسد که God of War: Ascension عملکردی مشابه به Uncharted 3 دارد. یک بخش تک نفره جذاب، صحنه های سینمایی بی شمار و بخش چندنفره ای که تازه، ولی بسیار با کیفیت است. ولی سوال اینجاست که آیا بخش چندنفره واقعاً چیزی هست که طرفدارهای بازی به آن نیاز داشتند؟ در آینده بیشتر در مورد این سوال خواهیم فهمید. این بازی در سال 2013 عرضه خواهد شد. نویسنده: حمیدرضا نیکوفر [ پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:God of War: Ascension, ] [ 12:35 ] [ m.f IVI ]
بازگشت وودز (Woods) از همان اول، حسی در ما وجود داشت که وودز دوست میسون (Mason) در ویتنام کشته نشد، چون سربازی به تبحر او به این راحتی ها در یک انفجار ساده نمی میرد. از آنجایی که وقایع Black Ops در دهه 60 بودند و تاریخ وقایع Black Ops II در سال 2025 است، پس احتمالاً او الان 90 تا 100 سال سن دارد. سال 1980 و 2025 Black Ops II در آینده اتفاق می افتد، ولی یک سری از مراحل آن در جنگ سرد دهه 80 واقع شده اند. بنا به ساختمانی که در ثانیه 24 بازی دیدیم، به نظر این ساختمان که مسلماً در آینده است، مقر جدید U.N و یا همان سازمان ملل است. به نظر چین حالا قدرتمندترین نیرو است و دشمن بزرگی به حساب می رود.
تکنولوژی نیرومندتر شده است روبات های فلزی که در تریلر مشاهده کردید CLAW نام دارند که یک نوع تانک بدون سرنشین است و شبیه به Metal Gear Solid 4 در حقیقت حضور مستقیم انسان ها را از جنگ منع می کند. با جنگ سرد جدید بین چین و غرب، تکنولوژی در راستای تجهیزات جنگی بسیار پیشرفت کرده است. تهدید اتمی در راه است یک موشک بزرگ را در یکی از تریلرها مشاهده می کنیم که بنا به ستاره سرخ آن، یا متعلق به چین است یا به روسیه که احتمالاً هدف آن هم آمریکا است. موشک اندازهای مخفی در ثانیه 32 تریلر، ما موشک اندازهای مخفی و نامحسوس را می بینیم که شاید بتوان از آن ها در بخش چندنفره به عنوان Killstreak استفاده کرد. نجات رئیس جمهور شهر لس آنجلس به یک مخروبه تبدیل شده و ساکنین آن از آنجا رفته و یا کشته شدند. این مکان فضای خوبی برای Call of Duty است و احتمالاً میسون باید رئیس جمهور را در خیابان های این شهر نجات دهد. به نظر ما کامیکازه های روبات مانند را هم در بازی خواهیم دید. بخش داستانی جدید شما می توانید کنترل متفاوت تری نسبت به قبل در این بازی داشته باشید. حتی می توانید مثل یک بازی RTS نیروهای خود را کنترل کنید. این بخش که Strike Force نام دارد به طور کلی روش بازی کردن شما را در Call of Duty تغییر می دهد. مچ دست میسون روی مچ دست دیوید میسون یک کامپیوتر پیشرفته وجود دارد که می تواند موقعیت خود را در محیط مشاهده کند. او پسر الکس میسون (Alex Mason) است و وظیفه دارد رئیس جمهور را نجات دهد. حمله به آمریکا در ثانیه 40 بازی روی یک صفحه مانیتور HUDهای زیادی دیده می شوند که نشانگر حملات متعدد به آمریکا هستند. آمریکای مرکزی و شمالی به طور کلی توسط چینی ها مورد حمله قرار گرفته است. تخریب های بزرگ تر البته به احتمال زیاد تمام این انفجارها و تخریب ها از پیش تعریف شده هستند، ولی موضوع این است که Treyarch انفجار و تخریب بیشتری نسبت به نسخه های قبلی به بازی اضافه کرده است. بازگشت جت ها به نظر دوباره در Black Ops II جت خواهیم دید. بنا به صحبت های وودز به نظر این جت ها بدون سرنشین هستند و می توان از آن ها در Killstreak بخش چندنفره استفاده کرد. دشمنی جدید وودز اشاره می کند که دشمن کنترل نیروهای غیر انسانی آمریکا را در دست گرفته، ولی آیا این چینی ها هستند؟ نه، دشمن اصلی شما شخصی است به نام رائول منندز (Raul Menendez) که کنترل این نیروها را در دست دارد. ایدئولوژی دشمن چرا رائول منندز به آمریکا حمله می کند؟ او همانند Ocelot در MGS4 است که می خواهد کنترل نیروهای پیشرفته غیر انسانی را در دست بگیرد. ما او را، هم در دهه 80 و هم در سال 2025 می بینیم. دشمن متحد رائول ارتش خود را برای حمله دارد، ولی این نیروها و فردی که در دقیقه 1:02 با او ملاقات می کند، چه کسی است؟ شاید رائول با کمک چین قصد نابودی آمریکا را دارد. Customize اسلحه شایعات زیادی وجود دارند که شما می توانید سلاح های خود را هر طوری که می خواهید Customize کنید و آن ها را تغییر دهید. بعضی از این تغییرات در سلاح های نشان داده شده در تریلر مشاهده می شوند. بازگشت SAS به نظر می رسد که نیروهای SAS باز هم در بازی حضور دارند و ما مأموریت هایی را در دهه 80 با آن ها تجربه خواهیم کرد. ولی کاپیتان پرایسی (Captain Price) در کار نخواهد بود. خاورمیانه بعضی از مراحل بازی در خاورمیانه هستند و در حقیقت رائول در این منطقه مخفی شده و ما در قالب نیروهای S.O.G باید برای دستگیری او به این منطقه حمله کنیم. اسب سواری همانطور که در تریلر دیده اید، مراحل اسب سواری هم در بازی وجود دارند که احتمالاً On-Rail خواهند بود. در این مرحله به نظر باید رائول را تعقیب کنیم. حضور الکس میسون Treyarch اعلام کرده که در دهه 80 ما در نقش الکس بازی خواهیم کرد و به احتمال زیاد مرگ او را خواهیم دید.
نویسنده: حمیدرضا نیکوفر
[ پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:Call of Duty: Black Ops II, ] [ 12:28 ] [ m.f IVI ]
از سال 1994 به بعد بالاخره یک عنوان غیر تک نفره برای عرضه دارد. این یک The Elder Scrolls جدید با بخش چندنفره نیست، این The Elder Scrolls: Online است. این خبر به تازگی تأیید شد و طبق گزارشات اعلام شده که بازی 1000 سال قبل از Skyrim اتفاق می افتد. TES: Online در استودیوی Bethesda در دست ساخت نیست و برای اولین بار ساخت آن از دستان خالقان اصلی فاصله گرفته است. بازی در ZeniMax Online Studios ساخته می شود. این استودیو در سال 2007 تأسیس شد و توسط مت فیرو (Matt Firor) یکی از موئسسین Mythic Entertainment اداره می شود که بازی Dark Age of Camelot را در کارنامه دارد. او می گوید: "ما سخت مشغول کار بودیم تا دنیایی آنلاین خلق کنیم که در جهان حماسی The Elder Scrolls اتفاق می افتد و اینبار شما می توانید با دوستان خود آن را تجربه کنید. این چیزی است که طرفدارهای بازی مدت زیادی بود که آن را می خواستند." فیرور کارگردان بازی است و ادامه می دهد: "حس خیلی خوبی است که بالاخره بتوانیم چیزی را که سال ها است روی آن کار می کنیم، نشان دهیم. کل تیم در تلاش هستند تا این بازی را به بهترین MMO که تا به حال ساخته شده، تبدیل کنند و آن را طوری بسازند که لایق سری The Elder Scrolls باشد." ساخت این بازی از سال 2006 شروع شده است. Bethesda مشغول ساخت یک MMO بزرگ مثل World of WarCraft است و قرار بود در ابتدا بازی در سال 2009 رونمایی شود. اطلاعات از بازی آنچنان زیاد نیست و قرار است اولین تیزر و تصاویر آن به زودی پخش شوند. شما در این بازی تمام سرزمین Tamriel را در اختیار دارید و تمام سرزمین های TESهای قبلی که در آن حضور داشته اید و در آن حرکت کرده اید، در این بازی هستند. البته هنوز معلوم نیست که آیا دقیقاً بناها و مکان های نسخه های قبل در بازی وجود دارند یا خیر. Questهای تک نفره، سیاه چال های چندنفره و مبارزه با افراد دیگر و یا وارد شدن به یک جنگ سه جانبه از مضامین بازی هستند. بازی پر از مکان ها و Questهای جالب است. فیرور می گوید: "فکر می کنم که جنگل ها در MMOها خیلی جذاب هستند و مضامین زیادی در آن ها وجود دارند، ولی این مکان ها زیاد تحویل گرفته نمی شوند. این بازی ها (RPG) در زمینه داستان و گیم پلی خیلی متفاوت هستند. نمی توان گفت که مثلاً کتاب ها همه یکی هستند، چون از کلمات و تصاویر تشکیل شده اند. این داستان و تجربه است که اهمیت دارد. MMOها داستان هستند، تجربه هستند و فقط محدود به مبارزه نیستند. شما روی مکانیزم تمرکز دارید. در سال 1999 شما در EQ موش می کشتید و در عین حال در مورد تاریخچه Freeport اطلاعات بدست می آوردید. در سال 2006 هم در WoW موش می کشتید و منطقه Ogrimmar را اکتشاف می کردید و در مورد یک منطقه اطلاعات بدست می آوردید. اما همه چیز متفاوت است. شخصیت ها، فضا، Questها و مهم تراز همه داستان." وقتی این سوال پرسیده می شود که آیا ZeniMax Online می تواند چیز تازه ای عرضه کند، فیرور می گوید: "اگر چیز جدیدی برای گفتن به بازیکن ها نداشتم، در حال حاضر این شغل را هم نداشتم. هدف ما این است که چیزی بسازیم تا بازیکن ها از آن انتظار دارند و آن را تبدیل به بازی کنیم و کاری کنیم که احساس راحتی داشته باشند. تمام این ها قبل از این است که به آن ها طرح های هنری زیاد و جدیدی نشان دهیم و آن ها را از کلیت دور کنیم." به نظر می رسد که TES: Online حداقل خود یک MMO استاندارد است که در دنیای The Elder Scrolls اتفاق می افتد، اما ZeniMax وظیفه سختی دارد. آن ها قصد دارند بازی را تغییر دهند که سال های بسیار زیادی است که در یک قالب عرضه می شود و می خواهند علاوه بر نگه داشتن مخاطب های قبلی، قشر وسیعی را حتی از بازی بزرگی مثل WoW به سمت خود بکشانند. سری TES به خاطر تک نفره بودن و به خاطر چیزی که همیشه بوده، معروف است، ولی آیا این اضافه شدن قابلیت Co-op و تغییر سبک در این دنیا مفید خواهد بود؟ آیا آن حس تنهایی در یک دنیای پر از سحر و جادو همچنان حضور خواهد داشت؟ Bethesda هم زمان با تولید TES: Online مشغول کار روی Skyrim بود که یک موفقیت عظیم برای این شرکت بود. این بازی همیشه می تواند یک تجربه لذت بخش تک نفره باشد و به تازگی قابلیت Kinect و یک DLC جدید به نام Dawnguard برای معرفی در E3 امسال تأیید شده که این نشان می دهد Bethesda خیلی خوب برای طولانی مدت تجربه تک نفره Skyrim را پشتیبانی می کند. پشتیبانی Bethesda از هر دو این بازی ها کار بسیار مفیدی است. یعنی اگر شما بخواهید یک تجربه TES داشته باشید، لازم نیست که حتماً MMO را تجربه کنید و یا فقط با DLCهای Skyrim سرگرم شوید. TES: Online فرصت خوبی برای کسانی است که تا به حال MMO بازی نکرده اند. این بازی می تواند در عین آشنا بودن با آن ها خیلی خوب تجربه MMO را در اختیارشان بگذارد. این موضوع می تواند شبیه به کاری که EA با The Old Republic انجام داد، باشد. این بازی در عین اینکه می تواند یک MMO باشد، می تواند به یک بازی شخصی و تک نفره برای شما هم تبدیل شود. یعنی می توانید تعداد بی شمار افراد آنلاین را نادیده بگیرید و به تجربیات و اکتشافات شخص خودتان بسنده کنید. این بازی هیچ وقت ناگهان شما را با یک سری مضامین جدید روبرو نمی کند که احساس ترس کنید. بدون شک فضا و مکانیزم TES به نظر خیلی برای یک MMO مناسب است. در نهایت Bethesda همیشه بازی های با کیفیتی را با نام TES به ما تحویل داده و منتظر انجام این بازی در سال 2013 روی PC و MAC هستیم. نویسنده: حمیدرضا نیکوفر منبع سایت پردیس گیم [ پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:The Elder Scrolls, ] [ 12:20 ] [ m.f IVI ]
مقدمه
شاید دست اندرکاران Rovio هم فکر نمیکردند که بازی Angry Birds روزی به این شهرت جهانی برسد، شهرتی که خود آنها را به ساختن ABهای جدید با گیمپلی تقریباً تکراری ولی اعتیاد آور جهت درآمد زایی بیشتر و تبدیل کردن این بازی به یک سری، ترغیب میکند. با توجه به عرضه این بازی روی گوشیها این محبوبیت در بین جوامع عامه گسترش یافته تا حدی که امروزه کمتر کسی پیدا میشود که گوشی با سیستم عاملهای iOS و Android داشته باشد و تا به حال AB را تجربه نکرده باشد. چند هفته پیش نیز Rovio خبر انتشار جدیدترین عنوان خود یعنی AB: Space را به طرفداران اعلام کرد. حال طبق تاریخ تعیین شده این عنوان نیز منتشر گردید و در این مدت هم شور و هیجان خاصی در تمامی سایتهای بازیهای رایانهای (جهت پیدا کردن لینک سالم این بازی!) ایجاد کرده، طوری که این بازی در عرض چند ساعت توانست صدر جدول فروش هفتگی App Store و Android Market را در دست خود بگیرد. در Space داستان درباره سفر پرندگان به فضاست. مشکلات داستان از همان اول شروع میشود. مثلاً نحوه شروع این سفر و دلیل حرکت کردن پرندگان به سمت چاله فضایی که جلویشان ظاهر میشود، از ابهامات اصلی داستان هستند. که Rovio با قرار دادن ویدویی در یوتیوب به نوعی این ابهامات را رفع کرده است. خوک اعظم به فضا سفر کرده به دزدین تخم پرندگان فضایی ادامه می دهد و یک روز به طور اتفاق سر از زمین در می آورد که اشتباهاً تخم پرندگان اصلی را می دزد و با استفاده از سیاه چاله ای از محل می گریزد. پرندگان نیز منفعل نمینشینند و برای گرفتن انتقام خود را به طرف سیاه چاله پرتاب می کنند و در طول مسیر شکلشان تغییر می کند و لباس های فضایی بر تن می کنند. در ادامه در جهت تکمیل کردن انتقامشان و باز پس گیری تخم ها به خوکها حمله ور میشوند. همانطور که مشخص است، Space داستانی عمیقی ندارد. پس اگر به دنبال داستان هستید این بازی اصلاً آن چیزی که انتظار دارید نخواهد بود و همانطور که ذکر شد داستان در این نوع بازی ها اصلاً فاکتور مهمی نیست؛ به همین جهت تصمیم بر آن شد تا امتیاز این بخش را خالی بگذاریم. چرا فرمولی که موفق است را تغییر دهیم؟
طبیعتاً هسته ی اصلی گیمپلی Space همانی است که در عنوان اصلی شاهدش بودیم یعنی پرتاب کردن پرندگان جهت از بین بردن خوکها. اما تغییرات این بخش در Space از تمامی عناوین قبلی بیشتر بوده است. این تغییرات تنها به اضافه شدن چند پرنده به بازی خلاصه نمیشود، دیگر جاذبه حرف اول را در به اتمام رساندن مراحل میزند. در اکثر مراحل، کرات مختلفی مرکز جاذبهاند و تمامی اجسام اطراف خود را که با هاله نوری مشخص شده به طرف خود جذب میکنند. چالش اصلی استفاده از جاذبه این کرات برای از بین بردن خوکهاست. هنگامی که پرندهای به داخل مرکز جاذبهای پرتاب میشود تحت تاثیر نیروی جاذبه مسیرش که خط راست بوده عوض میشود و شکل منحنی به خود میگیرد. به همین جهت سازندگان برای بالا بردن دقت بازیکنان مسیری که پرنده مورد نظر قرار است تا مسافت مشخصی طی کند را با یک سری خطوط خط چین مشخص کردهاند. بعضی از مراحل به طور خاص در خلا (جاذبه صفر) روی میدهند. در این اینگونه مراحل مسیر پرندگان همانند قبل خطی راست است و خوکها نیز برای تنفس در بالونهایی که حاوی هوا هستند، جای خوش کردهاند و در اثر منفجر کردن این بالونها، خوکها یخ میزنند و بعد از چند ثانیه آنها نیز منفجر میشوند! سازندگان بعضاً خلا و جاذبه کرهها را با هم ترکیب کردهاند و مراحل جدیدی به وجود آوردهاند. این مراحل جذابیت خاصی دارند و روش اصلی پیش بردن مرحله یا از بین بردن خوکها در خلا است یا به نوعی پرتاب کردن خوکها به درون منطقهای که جاذبه دارد است. اکثر پرندگان در Space تکراریاند و فقط ظاهر فضایی به خود گرفتهاند و در کل یک پرنده به بازی اضافه شده است که قدرت تخریبی زیادی ندارد ولی در اثر منفجر شدنش اجسام اطرافش یخ میزنند و این کار را برای پرندگان بعدی که پرتاب میکنید به خصوص پرندگان آبی، راحت تر میکند. پرنده زرد با همان شکل گذشته فقط با تغییر کارایی در بازی حضور دارد. آنها مانند یک موشک عمل میکنند؛ به این معنا که پس از پرتاب به سرعت در جهتی که با دست یا موس مشخص کردهاید حرکت می کنند و مانند گذشته، مناسبترین پرنده برای شکستن چوبها هستند. در کل چهار جهان در بازی وجود دارد، دو جهان شامل مراحل اصلی که تعدادشان به 60 میرسد، یک جهان مراحل مخفی سیاه چاله را شامل میشود و جهان آخر نیز در ازای پرداخت پولی آزاد میشود. این حرکت سود جویانه Rovio شخص بنده را یاد عرضه DLC مس افکت 3 در روز اول انتشار انداخت! مراحل مخفی یک سری سیاه چاله مخفی در مراحل بازی هستند که اگر اتفاقی به این سیاه چالهها برخورد کنید، وارد مراحل مخفی میشوید که خود چالش جدیدی هستند. یکی از این مراحل که شاید همه بتوانید آن را پیدا کنید نوعی ترکیب بازی AB با Mario است. خوک مورد نظر در یکی از سنگها مخفی شده است که با پرتاب کردن یکی از پرندهها به سمت این سنگ خوک مانند قارچهای مرموز بازیهای ماریو از بالا سنگ بیرون میآید و بدون توفق به چپ و راست حرکت میکند. در آخر باید با پرنده دیگری او را از بین ببرید. جلوههای سمعی و بصری
از منظر گرافیکی Space نسبت به نسخههای قبل تغییری نکرده؛ ولی همین گرافیک نیز چه از نظر تکنیکی و چه از نظر هنری طراحی بسیار خوبی دارد. شمایل پرندگان، انیمیشنهای خوکها و هاله مشخص کننده حدود جاذبه همگی به عالیترین نحو ممکن طراحی شدهاند. رنگبندی هنری، متنوع و شاد هم از دیگر نقاط مثبت گرافیکی بازی هستند که جای هیچ گونه انتقادی را باقی نمیگذارند. فیزیک بازی نیز بسیار عالی کار شده، برای هر جنسی از دیوارها و موانع پرندهای خاص انجام وظیفه میکند و پرندگان دیگر نمیتوانند به خوبی آن پرنده، این کار را انجام دهند. وجود جعبه های TNT در طول مراحل کمک شایانی در جهت افزایش جذابیت بازی و بالا بردن تخریب پذیری بازی کردهاند. ه طور کلی Space قطعاً هر گیمری را از نظر بصری جذب میکند و کمتر کسی میتواند از این بخش بازی خرده بگیرد. این نکته همچنین در مورد صداگذاری صادق است. صداگذاری پرندگان، انفجارها، عکسالعمل خوک و به طور کامل هر صدایی که در این عنوان وجود دارد، تحسین برانگیز است. بخش موسیقی در Space عملاً وجود ندارد و موسیقی که در منوی اصلی میشنوید جزء معدود ترکهای بازی است. نتیجه گیری
در نهایت باید گفت که تجربه Space بر هر کسی واجب است! بهتر است به Space به عنوان یک تفریح شاد و مفرح برای زمانهایی که در حال سفر کردن بین مسیری هستید نگاه کنید تا یک بازی بزرگ. با تمام این اوصاف این بازی خیلی بهتر از Rio و Season عمل کرده است و دلیل آن هم می توان تغییرات عمده بخش گیمپلی دانست. صداگذاری و گرافیک همچنان عالی هستند و مشکلی در این بخش دیده نمیشود. تنها ایراد اصلی که شامل خود بازی نمی شود، حرکت زشت Rovio و پولی کردن یکی از جهانهای اصلی بازی بود. امید است که این سری به سرنوشت سری Call Of Duty دچار نشود. منبع:سایت بازی نما [ شنبه 12 فروردين 1391برچسب:Angry Birds Space, ] [ 12:23 ] [ m.f IVI ]
مقدمه
بدون شک Street Fighter یکی از بزرگترین نامها در سبک بازیهای مبارزهای است. آنقدر بزرگ که تعداد بسیاری از بازیکنندهها در سراسر جهان ساعتها از وقت خود را به افزایش مهارت در مبارزات سریع و برقآسای این بازی اختصاص میدهند. دز سوی دیگر حریفی هر چند آرامتر اما محبوب قرار دارد؛ سری بازیهای مبارزهای Tekken که توسط نامکو تولید شده و عرضه میشوند و همواره تعداد بسیاری از بازیکنندهها در انتظار قسمت بعدی آن هستند. این دو در کنار Mortal Kombat و Soul Calibur، بدون شک پادشاهان بازیهای مبارزهای هستند و با هر نسخه خود، موفقیت خوبی را نیز تجربه میکنند. یکی از سیاستهای کپکام که بسیار جواب داده و طرفداران زیادی دارد، ساخت آثار تلفیقی در سبک مبارزهای است که در آنها مبارزان و شخصیتهای این شرکت در مقابل شخصیتهایی از شرکتهای دیگر قرار میگیرند. از این جمله میتوان مجموعهی Marvel vs. Capcom و Tatsunoku vs. Capcom را نام برد. آخرین بازی کپکام در این زمینه، MvC3 هست که در سال گذشته عرضه شد و توانست مهمان بسیاری از حرفهایهای ژانر در کنار تازهکارها باشد. اما اثر پیش روی ما با آن اثر بسیار متفاوت است. SFxT بر خلاف MvC3 که جذب تازهکارها را هدف خود قرار داده بود، هدف دیگری دارد و سعی کرده تا رویای کهنهی طرفداران حرفهای سبک مبارزهای را رنگ واقعیت بخشد و شخصیتهای واقع گرای سری تکن را در برابر شخصیتهای سریع و رنگارنگ سری Street Fighter قرار دهد. داستان از آنجا شروع میشود که جعبهای مرموز و عجیب با نام پاندورا، در غالب شهاب سنگی عظیم، به زمین برخورد میکند. پس از مطالعاتی که دانشمندان سراسر دنیا روی این جعبه عجیب انجام میدهند، متوجه میشوند که پاندورا به درگیریهایی که در نزدیکیش روی میدهند واکنش نشان داده و روی مغز و تفکرات افراد تاثیر میگذارد. در سوی دیگر دو سازمان بزرگ دنیاهای Street Fighter و Tekken، یعنی Shadoloo و Mishima Zaibatsu، با خیال در اختیار گرفتن نیروی عظیم پاندورا، توجه خود را معطوف آن کرده و برای تصرف آن دست به کار میشوند. همین مورد موجب میشود که مبارزان دو دنیا با یک دیگر برخورد کرده و هر کس برای هدفی شخصی، راهی سفری برای تصاحب پاندورا شود. داستان بازی در دموهای CG خوبی روایت شده و خوشبختانه بر خلاف MvC3، شاهد دموهای CG در پایان بخش آرکید هر دو شخصت میشویم. البته شخصیتها با یکدیگر در اینجا جفت شده و برای دیدن پایان آنها، حتما باید با دو جفت (مثلا Juri و Bison) بازی را پشت سر بگذارید. هر جفت، یک Rival یا حریف دارند که در یکی از مبارزات پایانی بخش آرکید با آن ها روبرو میشوند. در این هنگام یک دموی همزمان نسبتا جالب و البته بیمحتوا و پوچ پخش شده و عکس العمل دو تیم را نسبت به یکدیگر نشان میدهد. این سکانسها با این که پوچ و بی معنی بوده، خوشبختانه یک نوع عنصر روایی و جالب به بازی میبخشند و گفتگوهایی که پس از پایان هر مبارزه در بخش آرکید نیز بین دو یار صورت میگیرد، موجب میشوند تا بازیکن هیچگاه تصور نکند که به طور کامل از داستان خارج شده و همواره شناوری آن حس میشود؛ البته نباید انتظار داستانی گیرا چون MK و BlazBlue را داشته باشیم اما با این حال داستان بازی در مقایسه با بازیهای مبارزهای تلفیقی دیگر خوب است و اگر کمی انتظارات را از این بخش پایین بیاوریم، حتی میتوانیم از دیالوگهای جالب شخصیتها لذت ببریم. ادامه مطلب [ شنبه 12 فروردين 1391برچسب:Street Fighter X Tekken, ] [ 10:57 ] [ m.f IVI ]
![]() خبر تایید Assassin’s Creed III آنقدر ناگهانی اعلام شد که همه را سورپرایز کرد. مطمئنا فنهای بی شماری منتظر عرضه قسمت بعدی Assassin’s Creed بودند اما عرضه Assassin’s Creed: Revelations یک تفاوت بزرگ داشت چرا که طرفداران بازی میدانستند این آخرین باری است که دو شخصیت محبوب خود، اتزیو و الطیر، را در نقش کارکترهای این بازی خواهند دید. از طرفی یوبیسافت تایید کرده بود که در حال کار روی قسمت سوم این سری است و اینجا بود که سوالی مهم و اساسی شکل گرفت: آیا عرضه قسمت بعدی با این شرایط به نفع سری است یا به ضرر آن؟
از آنجایی که این بازی محبوبیت بسیار زیادی در بین جامعه گیمری دارد این سوال اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد؛ چرا که اگر یوبیسافت نمیتوانست درست عمل کند مطمئنا به یکی از منفورترین شرکتهای بازی سازی تبدیل میشد و این برای یک شرکت بازی سازی وحشتناک است! اما یوبی سافت از تمام این موضوعات آگاه بود و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط، کار ساخت قسمت بعد را پیش برد و در وقت مناسب اقدام به تایید آن کرد. اولین عکسی که از AC III منتشر شد شخصیت اصلی این بازی یعنی "کانر" را نشان میداد. مطمئنا تمامی طرفداران به صورت ناخودآگاه اقدام به مقایسه آن با اتزیو کردند تا نقاط مشترک آنها را بیابند. یوبیسافت گام اول (شخصیت پردازی) را آنقدر محکم برداشت که کانر توانست به راحتی در دل تمامی طرفداران راه پیدا کند و جای اتزیو را بگیرد. این یعنی این که یوبیسافت نیمی از راه را با موفقیت طی کرده بود و در اینجا بود که اطلاعات بیشتر در رابطه با تغییرات بازی نسبت به نسخههای قبلی را منتشر کرد. با منتشر شدن این اطلاعات (از جمله جزئیات داستان بازی و تغییرات گیمپلی)، AC III به یکی از محبوبترین بازیهای حال حاضر این برهه زمانی تبدیل شد و باز هم همانند گذشته طرفداران مشتاقانه منتظر عرضه این قسمت هستند. اولین نشریهای که به صورت رسمی اقدام به انتشار اطلاعات بازی کرد مجله Game Informer بود که اطلاعات آن در قالب خبرهای متعدد در سایتها منتشر شد. حال سایت Game Informer اقدام به انتشار اطلاعات جدیدی از بازی کرده است که دانستن آنها خالی از لطف نیست. ![]() Boston:
یکی از بزرگترین و اصلیترین شهرهایی که در بازی شاهد آن هستیم Boston نام دارد. Boston یکی از بزرگترین شهرهای قرن 18به شمار میآید که وقایع تاریخی بسیار زیادی در داخل و یا در نزدیکی آن صورت گرفته است که میشود به حزب چای بوستون، قتل عام بوستون، نبرد بانکر هیل و محاصره بوستون اشاره کرد. البته این شهر در بازی تغییرات بسیار زیادی کرده است و از طرفی بسیار به حال و هوای آن زمان شهر نزدیک است. خانههای بلند آجری، کلیساها و اسکلههایی که کشتیها در آن لنگر انداختهاند. مردمانی پر جنب و جوش که در خیابانهای شهر قدم میزنند به دنبال انجام کار خود هستند. ساختمانها و محیطهای شهر طوری طراحی شدهاند که میشود به راحتی از آنها بالا رفت و به تعقیب و گریز پرداخت. همچنین تایید شده است که حیات وحش هم در بازی وجود دارد و میتوان انواع و اقسام حیوانات را چه در شهرها و چه در نواحی خارج از شهر مشاهده کرد. ![]() برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید. منبع:سایت بازی نما
ادامه مطلب [ یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:Assassin’s Creed III , ] [ 14:48 ] [ m.f IVI ]
Shank 2
![]() چند سالی است به لطف شبکه های PSN(SEN)،XBL و Steam دوباره بازی های دو بعدی مجال خودنمایی را پیدا کرده اند. عنوان Shank یکی از آن ها بود که نزدیک به دو سال پیش بر روی این شبکه ها منتشر شد. با این که نویسنده ی بازی همان کسی بود که داستان سری افسانه ای God Of War را به رشته ی تحریر درآورده بود اما داستان آن گفته ی جدیدی را برای بازی کننده بازگو نمی کرد.
Shank آمده بود که انتقام بگیرد، انتقامی سخت از مسببان اصلی قتل تنها شریک زندگی او. هیچ چیز و هیچ کسی توان مقابله با او را نداشت، هر کسی که برای او شاخ و شانه کشید در آخر نظاره گر ریخته شدن خون خود بر روی زمین شد. به طور کامل مشهود بود که استودیوی Klei Ent بر روی زمینه ی داستانی بازی چندان وقت نگذاشته و تنها قصد آن ها این بود که بتوانند برای عنوان خود یک پس زمینه ی داستانی قرار بدهند. بیش از هر بخش دیگری آن ها بر روی گرافیک هنری و همچنین گیم پلی بازی تمرکز کرده بودند. اما آیا همان وضعیت بار دیگر برای دومین نسخه از Shank نیز رخ داده است یا خیر ؟ ![]() هیچ لذتی دلپذیر تر از انتقام نیست. شــنک توانست طعم خوش این لذت را بچشد و پس از آنکه موفق به کشتن قاتلان اصلی همسرش شد سوار بر اتوبوس به زادگاه خود بازگردد. هنگامی که اتوبوس در حال نزدیک شدن به شهر است ناگهان توسط افراد مسلحی متوقف می شود. به نظر می رسد این افراد در سطح شهر(زادگاه شــنک) پخش شده و به غارت و همچنین کشتار مردم بی گناه می پردازند. پس از این که شــنک توسط یکی از این افراد تهدید می شود، شنــک سریعاً افراد مسلحی را که در اتوبوس حضور دارند می کشد و حال در اینجا ماموریت شنــک پاکسازی کلی شهر از این افراد و همچنین نابود کردن رئیس اصلی آن ها آغاز می شود. همانطور که به نظر می رسد در Shank 2 همانند نسخه ی اول، مبحث داستانی چندان در زمره مباحثی که بیشتر بر روی آن کرده اند نبوده است.
البته به هیچ وجه نمی توان "داستان" را عنصری شکست خورده و کاملاً آبکی نامید اما داستان بازی همانند دو سال پیش قرار نیست نکته ای جدیدی را برای ما بازگو کند، Klei Ent بار دیگر ثابت کرد دوست دارد داستانی معمولی و عاری از پیچ و خم را برای بازی کننده ها فراهم کند.
برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید. منبع:سایت بازی نما ادامه مطلب
گوشی HTC Sensation یک گوشی فوقالعاده با پردازندهی بسیار قدرتمند دو هستهای 1.2 گیگاهرتزی، نمایشگر شگفتانگیز 4.3 اینچی و سیستمعامل کاملا حرفهای Android 2.3. به نظر میآید که در حال بررسی گوشی Samsung Galaxy S II هستیم!؟ البته که نه! ما در حال صحبت دربارهی گوشی دیگری از HTC و این بار مدل HTC Sensation میباشیم. این گوشی به راحتی رقیبان خود یعنی HTC EVO 3D و Motorola Droid X2 را پشت سر گذاشته است و اکنون نخستین گوشی 4.3 اینچی بازار با رزولوشن qHD 960 × 540 میباشد. بعلاوه این گوشی از واسط کاربری کاملا جدید و نوآورانهی Sense UI 3.0 بهره میبرد که جلوهی باورنکردنی به آن بخشیده است. خوانندهی ادامهی نقد و بررسی این گوشی فوقالعاده باشید!
مشخصات کلی :
مشخصات کلی: فرم گوشی : ساده - وزن : با باتری 148 گرم
پردازنده: Dual-Core Processor, Adreno 220 GPU, Qualcomm MSM 8260 Snapdragon 1.2GHz
حافظه: حافظه داخلی 1024 مگابایت - حافظه رم 768 مگابایت - قابلیت استفاده از کارت حافظه Micro SD
شبکه های ارتباطی: 3G - GPRS - WLAN - GPS - Bluetooth
صفحه نمایش: صفحه نمایش لمسی - رنگی S-LCD Capacitive Touchscreen - اندازه 4.3 اینچ - qHD 960 × 540
دوربین: 8.0 مگاپیکسل - دوربین مکالمه ویدئویی - فوکوس اتوماتیک - فلاش
امکانات نرم افزاری: سیستم عامل Android نسخه (v2.3 (Gingerbread - جاوا - مایکروسافت آفیس - PDF
سایر مشخصات: رادیو - هندزفری - قطب نما - حسگر شتاب سنج - باتری 1520 میلی آمپر ساعت - زمان انتظار 400 ساعت - زمان مکالمه 6:40 ساعت
نام ها ديگر : HTC Pyramid
:: نقد و بررسی HTC Sensation
سختافزار
پیش از این که وارد بحث ساختار و کیفیت ساخت این گوشی بشویم، نکتهای دربارهی Sensation تا حد زیادی نظر ما را به خود جلب کرد و آن سایز کوچک این گوشی موبایل بود! گوشیهای 4.3 اینچی HTC که با HTC HD2 شروع شدند همواره برای در دست گرفتن خیلی بزرگ بودند و گاهی اوقات حتی کاربر را کاملا از سایز خود کلافه میکردند. ولی این موضوع در مورد Sensation متفاوت است. این گوشی در حقیقت فقط 6 میلیمتر بلندتر، 1 میلیمتر پهنتر و با قطر 11.3 میلیمتر واقعا فقط کمی از گوشی 4 اینچی HTC Incredible S باریکتر است. در هنگام در دست گرفتن کاملا متوجه این موضوع و تفاوت احساسی که به شما نسبت به بقیهی اعضای خانواده HTC میدهد میشوید. این ابعاد با کوچکسازی قاب بالا و پایین نمایشگر و تغییرات خیلی کوچک دیگری میسر شده است. در لبهی سمت چپ این گوشی Rocker کنترل صدای نسبتا بزرگی همانطور که بر روی Incredible S وجود داشت قرار دارد. پایینتر از آن هم پورت Micro USB دیده میشود. قسمت پایینی این گوشی جایگاه میکروفون داخلی و گیرهای برای باز کردن کاور پشتی طراحی شده. در لبهی سمت راست هیچ چیز وجود ندارد و در لبهی بالایی جک 3.5 میلیمتری هدفون و دکمهی Power/Lock دیده میشود. در قسمت پشتی گوشی لنز دوربین 8 مگاپیکسلی که توانایی فوکوس خودکار دارد هم دیده میشود که در کنار آن فلاش دوقلوی LED و شبکه ی اسپیکر وجود دارد. میتوان گفت که HTC در طراحی استایل این گوشی سنگ تمام گذاشته است. :: نقاط قوت و ضعف
نقاط قوت نمایشگر با رزولوشن فوقالعاده بالای qHD
بهترین طراحی و آرگونومی برای یک گوشی 4.3 اینچی ضبط ویدیویی بسیار خوب و با کیفیت 1080p Full HD سختافزار قدرتمند همراه با سیستمعامل Android 2.3.3 نقاط ضعف کیفیت نمایشگر بسیار عالی نیست
تغییراتی که در Sense UI 3.0 رخ داده بیشتر ظاهری هستند منبع:www.digikala.com [ سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:HTC Sensation, ] [ 13:36 ] [ m.f IVI ]
Gears Of War 3
در ابتدای این نسل، Microsoft سعی کرد تا بازی های بیشتری برای کنسول Xbox 360 نسبت به Xbox قبلی عرضه کند. بازی هایی انحصاری و بزرگ مثل Halo. آن ها برای این کار سراغ یکی از برترین ها در زمینه گرافیک و بخش چندنفره رفتند که قبلاً در کارنامه خود سری موفق Unreal Tournament را داشتند. نتیجه Gears of War شد که پس از دو نسخه، می توان آن را در کنار Halo محبوب ترین بازی انحصاری این کنسول نامید. پس از وقایع نسخه دوم، حال به آخرین بخش از این سه گانه رسیده تا پایانی بر داستانی که در سال ۲۰۰۶ آغاز کرده بود، دهد داستان
منبع:www.p30mag.com داستان بازی درست بعد از وقایع Gears of War 2 اتفاق می افتد. پس از جاری شدن آب در سیاره Sera و کشته شدن تعداد زیادی از Lucastها، در نسخه سوم با فاجعه های عظیم تری روبرو می شویم. بیشتر نیروهای COG از بین رفتند و اینبار موجوداتی خطرناک تر از Lucastها، یعنی Lambentها مقابل انسان ها ایستاده اند. بازی در یک کشتی بزرگ شروع می شود که تعداد زیادی از نجات یافتگان در آنجا هستند، اما این کشتی هم در امان نیست و Lambentها حمله مرگ آوری به آن می کنند و حال شما باید از این مخمصه جان سالم به در ببرید. تغییرات زیادی در شخصیت ها اتفاق افتاده است. دام (Dom) پس از مرگ ماریا (Maria) در نسخه دوم، افسردگی گرفته است. آنیا (Anya) از پشت کامپیوتر بلند شده و لباس رزم بر تن کرده و مارکوس (Marcus) هم اینبار با ماجرای احساسی تری روبرو می شود. در ادامه، Chairman Prescot پس از رها کردن COG دوباره بازمی گردد، ولی جوخه دلتا (به طور کلی هیچ کس) با او خوب رفتار نمی کند، چون همه وی را خیانت کار می دانند. او یک دیسک به مارکوس می دهد و اشاره می کند که اطلاعات جالبی در آن است. پس از اجرا کردن دیسک، ما پدر مارکوس را می بینیم. در نسخه قبل صدای او را شنیدیم، ولی اینبار چهره وی معلوم است که می گوید ملکه Lucastها او را گروگان گرفته است. حال مارکوس یک هدف بیشتر ندارد و بقای بشریت به همین یک هدف او وابسته است. مارکوس باید هر طور شده پدر خود را پیدا کند. این موضوع، هم یک مسئله شخصی است و هم می تواند پایان دهنده جنگ طولانی انسان ها با Lucastها باشد. داستان Gears of War 3 در قیاس با دو نسخه قبل به اوج خود رسیده است. در حالیکه بازی های مختلف بازار آنچنان روی این بخش تمرکز نمی کنند، داستان GOW3 حماسه را با صحنه های احساسی و دلاوری ترکیب می کند. شخصیت های این شماره بسیار زیادتر شده اند و هر کدام از آن ها دغدغه هایی دارند و اینبار تمام آن ها به هم اهمیت می دهند و دیگر نمی توان نام آن را جوخه دلتا نامید، بلکه خانواده دلتا نامی جایزتر است. از آنجایی که GOW3 آخرین قسمت از سه گانه این بازی است، Epic Games سعی کرده به بیشتر سوالات پاسخ دهد و پایانی مناسب برای آن تدارک ببیند. پایان بازی یک سری از مسائل را هم نگه می دارد تا راه برای ساخت نسخه چهارم باز باشد. به طور کلی آماده صحنه های عظیم و اتفاقاتی که ممکن است اشک از چشمانتان جاری کند، باشید.
برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید. ادامه مطلب [ جمعه 21 بهمن 1390برچسب:Gears Of War 3, ] [ 8:22 ] [ m.f IVI ]
|
|
[ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin] |