.: IVI :. | ||
|
مقدمه
شاید دست اندرکاران Rovio هم فکر نمیکردند که بازی Angry Birds روزی به این شهرت جهانی برسد، شهرتی که خود آنها را به ساختن ABهای جدید با گیمپلی تقریباً تکراری ولی اعتیاد آور جهت درآمد زایی بیشتر و تبدیل کردن این بازی به یک سری، ترغیب میکند. با توجه به عرضه این بازی روی گوشیها این محبوبیت در بین جوامع عامه گسترش یافته تا حدی که امروزه کمتر کسی پیدا میشود که گوشی با سیستم عاملهای iOS و Android داشته باشد و تا به حال AB را تجربه نکرده باشد. چند هفته پیش نیز Rovio خبر انتشار جدیدترین عنوان خود یعنی AB: Space را به طرفداران اعلام کرد. حال طبق تاریخ تعیین شده این عنوان نیز منتشر گردید و در این مدت هم شور و هیجان خاصی در تمامی سایتهای بازیهای رایانهای (جهت پیدا کردن لینک سالم این بازی!) ایجاد کرده، طوری که این بازی در عرض چند ساعت توانست صدر جدول فروش هفتگی App Store و Android Market را در دست خود بگیرد. در Space داستان درباره سفر پرندگان به فضاست. مشکلات داستان از همان اول شروع میشود. مثلاً نحوه شروع این سفر و دلیل حرکت کردن پرندگان به سمت چاله فضایی که جلویشان ظاهر میشود، از ابهامات اصلی داستان هستند. که Rovio با قرار دادن ویدویی در یوتیوب به نوعی این ابهامات را رفع کرده است. خوک اعظم به فضا سفر کرده به دزدین تخم پرندگان فضایی ادامه می دهد و یک روز به طور اتفاق سر از زمین در می آورد که اشتباهاً تخم پرندگان اصلی را می دزد و با استفاده از سیاه چاله ای از محل می گریزد. پرندگان نیز منفعل نمینشینند و برای گرفتن انتقام خود را به طرف سیاه چاله پرتاب می کنند و در طول مسیر شکلشان تغییر می کند و لباس های فضایی بر تن می کنند. در ادامه در جهت تکمیل کردن انتقامشان و باز پس گیری تخم ها به خوکها حمله ور میشوند. همانطور که مشخص است، Space داستانی عمیقی ندارد. پس اگر به دنبال داستان هستید این بازی اصلاً آن چیزی که انتظار دارید نخواهد بود و همانطور که ذکر شد داستان در این نوع بازی ها اصلاً فاکتور مهمی نیست؛ به همین جهت تصمیم بر آن شد تا امتیاز این بخش را خالی بگذاریم. چرا فرمولی که موفق است را تغییر دهیم؟
طبیعتاً هسته ی اصلی گیمپلی Space همانی است که در عنوان اصلی شاهدش بودیم یعنی پرتاب کردن پرندگان جهت از بین بردن خوکها. اما تغییرات این بخش در Space از تمامی عناوین قبلی بیشتر بوده است. این تغییرات تنها به اضافه شدن چند پرنده به بازی خلاصه نمیشود، دیگر جاذبه حرف اول را در به اتمام رساندن مراحل میزند. در اکثر مراحل، کرات مختلفی مرکز جاذبهاند و تمامی اجسام اطراف خود را که با هاله نوری مشخص شده به طرف خود جذب میکنند. چالش اصلی استفاده از جاذبه این کرات برای از بین بردن خوکهاست. هنگامی که پرندهای به داخل مرکز جاذبهای پرتاب میشود تحت تاثیر نیروی جاذبه مسیرش که خط راست بوده عوض میشود و شکل منحنی به خود میگیرد. به همین جهت سازندگان برای بالا بردن دقت بازیکنان مسیری که پرنده مورد نظر قرار است تا مسافت مشخصی طی کند را با یک سری خطوط خط چین مشخص کردهاند. بعضی از مراحل به طور خاص در خلا (جاذبه صفر) روی میدهند. در این اینگونه مراحل مسیر پرندگان همانند قبل خطی راست است و خوکها نیز برای تنفس در بالونهایی که حاوی هوا هستند، جای خوش کردهاند و در اثر منفجر کردن این بالونها، خوکها یخ میزنند و بعد از چند ثانیه آنها نیز منفجر میشوند! سازندگان بعضاً خلا و جاذبه کرهها را با هم ترکیب کردهاند و مراحل جدیدی به وجود آوردهاند. این مراحل جذابیت خاصی دارند و روش اصلی پیش بردن مرحله یا از بین بردن خوکها در خلا است یا به نوعی پرتاب کردن خوکها به درون منطقهای که جاذبه دارد است. اکثر پرندگان در Space تکراریاند و فقط ظاهر فضایی به خود گرفتهاند و در کل یک پرنده به بازی اضافه شده است که قدرت تخریبی زیادی ندارد ولی در اثر منفجر شدنش اجسام اطرافش یخ میزنند و این کار را برای پرندگان بعدی که پرتاب میکنید به خصوص پرندگان آبی، راحت تر میکند. پرنده زرد با همان شکل گذشته فقط با تغییر کارایی در بازی حضور دارد. آنها مانند یک موشک عمل میکنند؛ به این معنا که پس از پرتاب به سرعت در جهتی که با دست یا موس مشخص کردهاید حرکت می کنند و مانند گذشته، مناسبترین پرنده برای شکستن چوبها هستند. در کل چهار جهان در بازی وجود دارد، دو جهان شامل مراحل اصلی که تعدادشان به 60 میرسد، یک جهان مراحل مخفی سیاه چاله را شامل میشود و جهان آخر نیز در ازای پرداخت پولی آزاد میشود. این حرکت سود جویانه Rovio شخص بنده را یاد عرضه DLC مس افکت 3 در روز اول انتشار انداخت! مراحل مخفی یک سری سیاه چاله مخفی در مراحل بازی هستند که اگر اتفاقی به این سیاه چالهها برخورد کنید، وارد مراحل مخفی میشوید که خود چالش جدیدی هستند. یکی از این مراحل که شاید همه بتوانید آن را پیدا کنید نوعی ترکیب بازی AB با Mario است. خوک مورد نظر در یکی از سنگها مخفی شده است که با پرتاب کردن یکی از پرندهها به سمت این سنگ خوک مانند قارچهای مرموز بازیهای ماریو از بالا سنگ بیرون میآید و بدون توفق به چپ و راست حرکت میکند. در آخر باید با پرنده دیگری او را از بین ببرید. جلوههای سمعی و بصری
از منظر گرافیکی Space نسبت به نسخههای قبل تغییری نکرده؛ ولی همین گرافیک نیز چه از نظر تکنیکی و چه از نظر هنری طراحی بسیار خوبی دارد. شمایل پرندگان، انیمیشنهای خوکها و هاله مشخص کننده حدود جاذبه همگی به عالیترین نحو ممکن طراحی شدهاند. رنگبندی هنری، متنوع و شاد هم از دیگر نقاط مثبت گرافیکی بازی هستند که جای هیچ گونه انتقادی را باقی نمیگذارند. فیزیک بازی نیز بسیار عالی کار شده، برای هر جنسی از دیوارها و موانع پرندهای خاص انجام وظیفه میکند و پرندگان دیگر نمیتوانند به خوبی آن پرنده، این کار را انجام دهند. وجود جعبه های TNT در طول مراحل کمک شایانی در جهت افزایش جذابیت بازی و بالا بردن تخریب پذیری بازی کردهاند. ه طور کلی Space قطعاً هر گیمری را از نظر بصری جذب میکند و کمتر کسی میتواند از این بخش بازی خرده بگیرد. این نکته همچنین در مورد صداگذاری صادق است. صداگذاری پرندگان، انفجارها، عکسالعمل خوک و به طور کامل هر صدایی که در این عنوان وجود دارد، تحسین برانگیز است. بخش موسیقی در Space عملاً وجود ندارد و موسیقی که در منوی اصلی میشنوید جزء معدود ترکهای بازی است. نتیجه گیری
در نهایت باید گفت که تجربه Space بر هر کسی واجب است! بهتر است به Space به عنوان یک تفریح شاد و مفرح برای زمانهایی که در حال سفر کردن بین مسیری هستید نگاه کنید تا یک بازی بزرگ. با تمام این اوصاف این بازی خیلی بهتر از Rio و Season عمل کرده است و دلیل آن هم می توان تغییرات عمده بخش گیمپلی دانست. صداگذاری و گرافیک همچنان عالی هستند و مشکلی در این بخش دیده نمیشود. تنها ایراد اصلی که شامل خود بازی نمی شود، حرکت زشت Rovio و پولی کردن یکی از جهانهای اصلی بازی بود. امید است که این سری به سرنوشت سری Call Of Duty دچار نشود. منبع:سایت بازی نما [ شنبه 12 فروردين 1391برچسب:Angry Birds Space, ] [ 12:23 ] [ m.f IVI ]
مقدمه
بدون شک Street Fighter یکی از بزرگترین نامها در سبک بازیهای مبارزهای است. آنقدر بزرگ که تعداد بسیاری از بازیکنندهها در سراسر جهان ساعتها از وقت خود را به افزایش مهارت در مبارزات سریع و برقآسای این بازی اختصاص میدهند. دز سوی دیگر حریفی هر چند آرامتر اما محبوب قرار دارد؛ سری بازیهای مبارزهای Tekken که توسط نامکو تولید شده و عرضه میشوند و همواره تعداد بسیاری از بازیکنندهها در انتظار قسمت بعدی آن هستند. این دو در کنار Mortal Kombat و Soul Calibur، بدون شک پادشاهان بازیهای مبارزهای هستند و با هر نسخه خود، موفقیت خوبی را نیز تجربه میکنند. یکی از سیاستهای کپکام که بسیار جواب داده و طرفداران زیادی دارد، ساخت آثار تلفیقی در سبک مبارزهای است که در آنها مبارزان و شخصیتهای این شرکت در مقابل شخصیتهایی از شرکتهای دیگر قرار میگیرند. از این جمله میتوان مجموعهی Marvel vs. Capcom و Tatsunoku vs. Capcom را نام برد. آخرین بازی کپکام در این زمینه، MvC3 هست که در سال گذشته عرضه شد و توانست مهمان بسیاری از حرفهایهای ژانر در کنار تازهکارها باشد. اما اثر پیش روی ما با آن اثر بسیار متفاوت است. SFxT بر خلاف MvC3 که جذب تازهکارها را هدف خود قرار داده بود، هدف دیگری دارد و سعی کرده تا رویای کهنهی طرفداران حرفهای سبک مبارزهای را رنگ واقعیت بخشد و شخصیتهای واقع گرای سری تکن را در برابر شخصیتهای سریع و رنگارنگ سری Street Fighter قرار دهد. داستان از آنجا شروع میشود که جعبهای مرموز و عجیب با نام پاندورا، در غالب شهاب سنگی عظیم، به زمین برخورد میکند. پس از مطالعاتی که دانشمندان سراسر دنیا روی این جعبه عجیب انجام میدهند، متوجه میشوند که پاندورا به درگیریهایی که در نزدیکیش روی میدهند واکنش نشان داده و روی مغز و تفکرات افراد تاثیر میگذارد. در سوی دیگر دو سازمان بزرگ دنیاهای Street Fighter و Tekken، یعنی Shadoloo و Mishima Zaibatsu، با خیال در اختیار گرفتن نیروی عظیم پاندورا، توجه خود را معطوف آن کرده و برای تصرف آن دست به کار میشوند. همین مورد موجب میشود که مبارزان دو دنیا با یک دیگر برخورد کرده و هر کس برای هدفی شخصی، راهی سفری برای تصاحب پاندورا شود. داستان بازی در دموهای CG خوبی روایت شده و خوشبختانه بر خلاف MvC3، شاهد دموهای CG در پایان بخش آرکید هر دو شخصت میشویم. البته شخصیتها با یکدیگر در اینجا جفت شده و برای دیدن پایان آنها، حتما باید با دو جفت (مثلا Juri و Bison) بازی را پشت سر بگذارید. هر جفت، یک Rival یا حریف دارند که در یکی از مبارزات پایانی بخش آرکید با آن ها روبرو میشوند. در این هنگام یک دموی همزمان نسبتا جالب و البته بیمحتوا و پوچ پخش شده و عکس العمل دو تیم را نسبت به یکدیگر نشان میدهد. این سکانسها با این که پوچ و بی معنی بوده، خوشبختانه یک نوع عنصر روایی و جالب به بازی میبخشند و گفتگوهایی که پس از پایان هر مبارزه در بخش آرکید نیز بین دو یار صورت میگیرد، موجب میشوند تا بازیکن هیچگاه تصور نکند که به طور کامل از داستان خارج شده و همواره شناوری آن حس میشود؛ البته نباید انتظار داستانی گیرا چون MK و BlazBlue را داشته باشیم اما با این حال داستان بازی در مقایسه با بازیهای مبارزهای تلفیقی دیگر خوب است و اگر کمی انتظارات را از این بخش پایین بیاوریم، حتی میتوانیم از دیالوگهای جالب شخصیتها لذت ببریم. ادامه مطلب [ شنبه 12 فروردين 1391برچسب:Street Fighter X Tekken, ] [ 10:57 ] [ m.f IVI ]
![]() خبر تایید Assassin’s Creed III آنقدر ناگهانی اعلام شد که همه را سورپرایز کرد. مطمئنا فنهای بی شماری منتظر عرضه قسمت بعدی Assassin’s Creed بودند اما عرضه Assassin’s Creed: Revelations یک تفاوت بزرگ داشت چرا که طرفداران بازی میدانستند این آخرین باری است که دو شخصیت محبوب خود، اتزیو و الطیر، را در نقش کارکترهای این بازی خواهند دید. از طرفی یوبیسافت تایید کرده بود که در حال کار روی قسمت سوم این سری است و اینجا بود که سوالی مهم و اساسی شکل گرفت: آیا عرضه قسمت بعدی با این شرایط به نفع سری است یا به ضرر آن؟
از آنجایی که این بازی محبوبیت بسیار زیادی در بین جامعه گیمری دارد این سوال اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد؛ چرا که اگر یوبیسافت نمیتوانست درست عمل کند مطمئنا به یکی از منفورترین شرکتهای بازی سازی تبدیل میشد و این برای یک شرکت بازی سازی وحشتناک است! اما یوبی سافت از تمام این موضوعات آگاه بود و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط، کار ساخت قسمت بعد را پیش برد و در وقت مناسب اقدام به تایید آن کرد. اولین عکسی که از AC III منتشر شد شخصیت اصلی این بازی یعنی "کانر" را نشان میداد. مطمئنا تمامی طرفداران به صورت ناخودآگاه اقدام به مقایسه آن با اتزیو کردند تا نقاط مشترک آنها را بیابند. یوبیسافت گام اول (شخصیت پردازی) را آنقدر محکم برداشت که کانر توانست به راحتی در دل تمامی طرفداران راه پیدا کند و جای اتزیو را بگیرد. این یعنی این که یوبیسافت نیمی از راه را با موفقیت طی کرده بود و در اینجا بود که اطلاعات بیشتر در رابطه با تغییرات بازی نسبت به نسخههای قبلی را منتشر کرد. با منتشر شدن این اطلاعات (از جمله جزئیات داستان بازی و تغییرات گیمپلی)، AC III به یکی از محبوبترین بازیهای حال حاضر این برهه زمانی تبدیل شد و باز هم همانند گذشته طرفداران مشتاقانه منتظر عرضه این قسمت هستند. اولین نشریهای که به صورت رسمی اقدام به انتشار اطلاعات بازی کرد مجله Game Informer بود که اطلاعات آن در قالب خبرهای متعدد در سایتها منتشر شد. حال سایت Game Informer اقدام به انتشار اطلاعات جدیدی از بازی کرده است که دانستن آنها خالی از لطف نیست. ![]() Boston:
یکی از بزرگترین و اصلیترین شهرهایی که در بازی شاهد آن هستیم Boston نام دارد. Boston یکی از بزرگترین شهرهای قرن 18به شمار میآید که وقایع تاریخی بسیار زیادی در داخل و یا در نزدیکی آن صورت گرفته است که میشود به حزب چای بوستون، قتل عام بوستون، نبرد بانکر هیل و محاصره بوستون اشاره کرد. البته این شهر در بازی تغییرات بسیار زیادی کرده است و از طرفی بسیار به حال و هوای آن زمان شهر نزدیک است. خانههای بلند آجری، کلیساها و اسکلههایی که کشتیها در آن لنگر انداختهاند. مردمانی پر جنب و جوش که در خیابانهای شهر قدم میزنند به دنبال انجام کار خود هستند. ساختمانها و محیطهای شهر طوری طراحی شدهاند که میشود به راحتی از آنها بالا رفت و به تعقیب و گریز پرداخت. همچنین تایید شده است که حیات وحش هم در بازی وجود دارد و میتوان انواع و اقسام حیوانات را چه در شهرها و چه در نواحی خارج از شهر مشاهده کرد. ![]() برای بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید. منبع:سایت بازی نما
ادامه مطلب [ یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:Assassin’s Creed III , ] [ 14:48 ] [ m.f IVI ]
|
|
[ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin] |